باران زندگی من
تازه یاد گرفتی که با رورورکت بری و در کابینت و بازکنی وولش کنی محکم بخوره بهم
یه بار رفتی سراغ کشو وقتی بازش کردی بارورورکت خوردی به درکشو انگشتت موند لای در کشو خیلی گریه کردی

اما از بس شیطون بودی بازم رفتی سراغ همین کار .

هرروز که میگذره چیزهای جدید تری یاد میگری .
وقی کار بدی میکنی صدات میکنم باران برام نازمیکنی و چشمک میزنی 


هروقت میخوام جاروبرقی بکشم نمیزاری آخه خیلی از جاروبرقی خوشت میاد
همش دنبالش میایی.
دوست دارم عشق من .gif)
موضوع :
سلام باران مامان رفته بودیم شمال که شما ٧ماهت بود اولین فصل پرتقالی بود که شما با ما بودی خیلی بهمون خوش گذشت .پرتقال خیلی دوست داشتی وقتی میبردیمت پیش درختای نارنگی اونا رو میگرفتی و سعی می کردی که بکنیشون . فدای این شیطونیات خیلی با نمک شدی اینقدر ذوق داشتی که با رورورکت تو حیاط می رفتی میخواستی همه چیزو بگیری .
.gif)






دیدی مادرم عکسهای نازتو.

موضوع :
سلام عزیزدلم بارانم تو شش ماهگی بودی که داشتی یاد میگرفتی که چهاردست و پا بری اما زود خسته می شدی الهی مامان قربونت بره از تنبلی که خودتو جلو بکشی برای اینکه چیزی رو برداری تا اونجا که امکان داشت دستت و دراز می کردی یا گریه می کردی تا بهت بدیم .الان 6ماهت تموم شده و یاد گرفتی که انگشت مامان یا بابا رو بگیری و راه بری عاشق بالا رفتن از دیواری وقتی نگه می داریمت دستاتو می کشی به دیوار و پاهاتو سعی می کنی بری بالا .
الهی فدات بشم عزیزم هرچی میگذره شیرین و شیرین تر می شی و همینطور شیطون تر .


موضوع :












.gif)












































